سند زیارت جامعه کبیرهذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: زیارت جامعه کبیر، امام هادی (علیه‌السّلام)، سند، قوت متن.

پرسش: آیا زیارت جامعه کبیره مستند می‌باشد؟ لطفاً اسناد آن‌ را مطرح کنید.

پاسخ: زیارت جامعه کبیره در منابع روایی با سند متصل از امام ‌هادی (علیه‌السّلام) نقل شده است. با بررسی انجام‌شده از جهت سند و محتوا، هم‌چنین توجه زیاد علمای شیعه به متن آن، باید گفت زیارت جامعه کبیره، از منظر حدیث‌شناسی، دارای سند و متن معتبر است.

فهرست مندرجات
۱ - زیارت جامعه کبیره
       ۱.۱ - بررسی سندی
              ۱.۱.۱ - کلام شیخ صدوق
              ۱.۱.۲ - چهار نفر اول
              ۱.۱.۳ - الکوفی و الاسدی
              ۱.۱.۴ - برمکی
              ۱.۱.۵ - نخعی
                     ۱.۱.۵.۱ - احتمال اول
                     ۱.۱.۵.۲ - احتمال دوم
                     ۱.۱.۵.۳ - دیدگاه ابن قولویه
                     ۱.۱.۵.۴ - دیدگاه شیخ صدوق
                     ۱.۱.۵.۵ - دیدگاه طبرسی
       ۱.۲ - بررسی متن و محتوا
              ۱.۲.۱ - محمدتقی مجلسی
              ۱.۲.۲ - محمدباقر مجلسی
              ۱.۲.۳ - عبدالله شبر
              ۱.۲.۴ - محدث قمی
       ۱.۳ - استدلال یا استشهاد دانشمندان به زیارت جامعه
              ۱.۳.۱ - فیض کاشانی
              ۱.۳.۲ - حر عاملی
              ۱.۳.۳ - علامه مجلسی
              ۱.۳.۴ - وحید بهبهانی
              ۱.۳.۵ - میرزای قمی
              ۱.۳.۶ - همدانی
       ۱.۴ - شرح‌های زیارت جامعه کبیره
۲ - نتیجه‌ بحث
۳ - پانویس
۴ - منبع

زیارت جامعه کبیره[ویرایش]

زیارت جامعه کبیره در بسیاری از منابع روایی از جمله منابع متقدمی چون برخی کتب اربعه وجود دارد [۱] [۲] [۳] که در این‌جا به بررسی این زیارت از زوایای مختلف می‌پردازیم.

← بررسی سندی
درباره بررسی سندی زیارت جامعه کبیره، به روایت زیر اشاره می‌کنیم:

←← کلام شیخ صدوق
شیخ صدوق (م ۳۸۱ق‌) سند این زیارت را به طور متصل چنین ذکر می‌کند:
حَدَّثَنا «علیّ بن اَحمد بن محمَّد بن عِمْران الدَّقَّاق» رَضِیَ اللهُ عَنْهُ و «محمَّد بن اَحمد السِّنانی» و «علیّ بن عبداللَّه الوَرَّاق» و «الحسین بن ابراهیم بن اَحمد بن هِشام المُکَتِّب» قالوا حَدَّثَنا «محمَّد بن اَبی عبد اللَّه الکُوفی» و «اَبوالْحسین الْاَسدیّ» قالوا حدَّثَنا «محمَّد بن اسماعیل المَکّیّ البَرْمَکیّ» قال حَدَّثَنا «موسی بن عمران النَّخعیّ» قال: قُلْتُ لِعَلِیِّ بن محمَّد ...». [۴]

←← چهار نفر اول
۱ تا ۴. چهار نفر اولی که در سند این زیارت آمده است، از مشایخ شیخ صدوق هستند: ۱. علی بن اَحمد بن محمد بن عمران دقَّاق؛ ۲. محمد بن احمد سنانی؛ ۳. علی بن عبدالله وراق؛ ۴. حسین بن ابراهیم بن احمد بن هشام مکتّب.
در منابع رجالی هیچ‌ جرح و اشکالی به این اشخاص وارد نشده و بنا بر دیدگاه برخی علمای رجال حدیث و فقهای بزرگوار، ترحم و ترضی شیخ صدوق بر مشایخ خود، دلیل بر حُسن حال، و وثاقت آنان می‌باشد؛ [۵] [۶] [۷] که در این‌جا درباره یکی از روایان «رضی الله عنه» آورده و برای دیگر مشایخ در کتاب‌های دیگر خود ترحم و ترضی را گفته است. [۸] [۹] [۱۰] [۱۱]

←← الکوفی و الاسدی
۵. محمّد بن ابی‌عبدالله الکوفی و ابوالحسین الاسدی: عبارت شیخ صدوق هر چند ظهور در این دارد که این اشخاص دو نفر هستند، ولی نجاشی [۱۲] و در پی ایشان جمع کثیری از بزرگان [۱۳] [۱۴] به اتحاد قائلند؛ یعنی گفته‌اند محمد بن ابی‌عبدالله الکوفی، همان ابوالحسین اسدی است و اسم کامل وی عبارت است از: ابوالحسین محمد بن ابی‌عبد‌الله جعفر بن محمد بن عون الاسدی الکوفی.
اگر این نظر درست باشد، پس این راوی، ثقه است؛ وگرنه، وثاقت «ابوالحسین اسدی کوفی» کافی است.

←← برمکی
۶. محمد بن اسماعیل برمکی: در کتاب‌های رجالی توثیق شده است. [۱۵] [۱۶]

←← نخعی
۷. موسی بن عمران نخعی: درباره نام «موسی نَخَعی» بین نقل کتاب «من لا یحضره الفقیه» و «عیون الاخبار» اختلاف وجود دارد؛ ازاین‌رو باید دید که آیا «موسی بن عمران نخعی» [۱۷] و «موسی بن عبدالله نخعی» [۱۸] یک شخص هستند یا دو فرد. در این‌جا دو احتمال وجود دارد:

←←← احتمال اول
در این‌جا تصحیف شده است؛ یعنی در نوشتن موسی بن عمران نخعی با موسی بن عبدالله نخعی اشتباه رخ داده و در واقع «موسی بن عبدالله نخعی» درست است. گواه بر صدق این احتمال همان است که شیخ طوسی این روایت را از شیخ صدوق در کتاب «تهذیب الاحکام» از «موسی بن عبدالله نخعی» نقل کرده است. [۱۹]
بنابراین اشتباه در نوشتار از ناسخان کتاب بوده است. روی این اصل، موسی بن عبدالله تعیّن پیدا می‌کند.

←←← احتمال دوم
هر دو اسم درست است؛ چراکه هنگام ذکر راوی، گاهی نام راوی به پدرش و گاهی به جدّش نسبت داده می‌شود. البته از آن‌جایی که موسی بن عمران نخعی در کتاب‌های تفسیری، فقهی و ... بسیار روایت دارد، می‌توان گفت: او یکی از محدثان و راویان شیعه است، که همین وجهی برای توثیق این راوی است.

←←← دیدگاه ابن قولویه
به علاوه، موسی بن عمران نخعی از رجال کتاب «کامل الزیارات» است و شیخ بزرگوار ابن‌قولویه در مقدمه کتاب خود می‌نویسد: «روایاتی که در این کتاب می‌آورم، همه از اصحاب ثقات هستند». [۲۰]

←←← دیدگاه شیخ صدوق
شیخ صدوق در کتاب الوصیّة پس از نقل روایاتی می‌نویسد: «در این معنا، در کتاب "[[|کمال الدین و تمام النعمة]]" احادیث مسند صحیح آورده‌ام». [۲۱]
وی این روایات را به کتاب کمال الدین حواله می‌کند و به صحت آن‌ها تصریح می‌نماید و یکی از راویان آن روایات، موسی بن عمران نخعی است.

←←← دیدگاه طبرسی
شیخ طبری در کتاب «ب شارة المصطفی لشیعة المرتضی» می‌نویسد: «در این کتاب حدیثی را ذکر نکردم، مگر این‌که مسند بوده؛ روایت‌هایی از مشایخ بزرگ و افراد صالحِ مورد وثوق و اطمینان». [۲۲]
یکی از راویان این کتاب موسی بن عمران نخعی است. بنابراین موسی بن عمران نخعی نیز از راویان مورد اطمینان و دارای توثیق عام است؛ در نتیجه، زیارت جامعه کبیره از جهت سندی اشکال ندارد.

← بررسی متن و محتوا
نکته مهمی که درباره «زیارت جامعه»، قابل توجه است؛ میزان اعتبار و قوّت آن از جهت متن و محتوا می‌باشد. کارشناسان حدیث و کسانی که در شناخت سخنان اهل بیت (علیهم‌السّلام) خُبره‌اند، می‌توانند با ملاحظه متنِ گزارش‌های مستند به اهل بیت و ارزیابی ضعف یا قوّت محتوای آن‌ها، میزان اعتبار و استناد سخنی را به خاندان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مشخص نمایند. بنابراین وقتی سخنی از گوینده‌ای دریافت کنیم و از مذاق او آگاهی داشته باشیم و سطح ‌اندیشه، علم، سبک کلام او را از جهت فصاحت، بلاغت، ادبیات بشناسیم، از طرفی معانی و مفاهیم والا و مطالبی که در سخن گوینده است، حقایقی باشند که دست بشر عادی به آن نمی‌رسد، در این‌گونه موارد شکی در صدور سخن نداشته و به دنبال سند نمی‌گردیم.
به سخن دیگر، کلامی که از جهت سبک، لحن، اسلوب ادبی، فصاحت و بلاغت و از جهت محتوا در سطح بالا و دارای حقایق و واقعیت‌هایی است که بشر عادی را توان رسیدن به آن نیست، نیازی به سند ندارد و به یقین از معصوم (علیه‌السّلام) صادر شده است.
متن و محتوای زیارت جامعه نیز به قدری قوی و هماهنگ با قرآن و سایر سخنان اهل بیت (علیهم‌السّلام) است که بسیاری از ‌اندیشمندان دینی، آن ‌را صحیح و در استناد آن به معصوم تردیدی نکرده‌اند. البته برای به دست آوردن قوّت متن و محتوای آن و هماهنگی آن باید به شرح‌هایی که در این‌باره نوشته شده، مراجعه شود.
در این‌جا کلام برخی علما را که به قوّت متن این زیارت‌نامه اشاره کرده‌اند، می‌آوریم:

←← محمدتقی مجلسی
محمدتقی مجلسی (رحمة‌الله‌علیه) می‌نویسد: «فصاحت و بلاغت و جامعیت اوصافی که هر یک از آن‌ها در اخبار بسیار وارد شده، دلیل صحت این زیارت است». [۲۳]

←← محمدباقر مجلسی
علامه محمدباقر مجلسی (رحمة‌الله‌علیه)، پس از شرح این زیارت‌نامه در کتاب «بحارالانوار»، می‌نویسد: «من برای پرهیز از طولانی شدن سخن، شرح این زیارت را تنها‌ اندکی بسط دادم؛ هرچند حق آن ‌را به درستی به جا نیاوردم؛ چراکه این زیارت، صحیح‌ترین سند و فراگیرترین نتیجه و محصول و فصیح‌ترین واژه‌ها و رساترین معنا و برترین جایگاه را دارد». [۲۴]
و در نوشتاری دیگر، آورده است: «این زیارت، به خودی خود، گواه صادقی بر درستی خویش است». [۲۵]

←← عبدالله شبر
سیّد عبدالله شُبَّر (رحمة‌الله‌علیه) می‌نویسد: «فصاحت کلمات و عبارات آن، و رساییِ مضمون و جملات آن، بانگ می‌زند که چنین زیارتی از سرچشمه صافِ برآمده از چشمه وحی و الهام، صادر شده است و آواز می‌دهد که از زبان صاحبانِ اسرار دین و دژهای مردمان بیرون آمده است. پس این (زیارت)، به حقیقت فراتر از کلام مخلوق، و فروتر از کلام خالق است». [۲۶]

←← محدث قمی
محدّث قمی در مفاتیح الجنان در بیان این‌که چرا دستور داده‌اند قبل از زیارت جامعه صد مرتبه تکبیر گفته شود، می‌نویسد: «شاید ـ چنان‌که مجلسی اول گفته ـ وجه تکبیر این باشد که اکثر طباع مایل‌اند به غُلوّ، مبادا از عبارات امثال این زیارت به غُلوّ افتند، یا از بزرگی حق سبحانه و تعالی غافل شوند، یا غیر این‌ها». [۲۷]

← استدلال یا استشهاد دانشمندان به زیارت جامعه
در کتاب‌های علمای شیعه به زیارت جامعه به تناسب استدلال و استشهاد شده است و معلوم می‌شود که اگر وثوق و اعتماد به ثبوت صدور این زیارت از امام (علیه‌السّلام) نبود، استدلال و استشهاد به آن ‌در کتاب‌های تفسیری، حدیثی، فقهی و... معنا نداشت و بسیار بعید است که این بزرگان به آن‌چه اعتقاد به صدور و ثبوت سند آن نداشته باشند، استدلال یا حتی استشهاد کنند.

←← فیض کاشانی
فیض کاشانی در تفسیر صافی روایتی را این‌گونه از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نقل می‌کند: «ما کلمه تقوا، راه هدایت و مثل اعلا هستیم». [۲۸] [۲۹]
وی پس از نقل این روایت به این عبارت از زیارت جامعه استشهاد می‌کند: «السّلام علی ائمّة الهُدی ... و وَرَثَة الانبیاء و المَثَلَ الاعلی»؛ سلام بر پیشوایان هدایت ... وارثان پیامبران و مثل‌های والا.

←← حر عاملی
• محدّث فقیه، شیخ حرّ عاملی در «وسائل الشیعة» در ذیل روایتی می‌نویسد: «این فراز بیانگر رجعت و بازگشت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و امامان معصوم (علیهم‌السّلام) است و در زیارت جامعه عبارتی آمده که از این بیان روشن‌تر است». [۳۰]

←← علامه مجلسی
علامه مجلسی در «بحار الانوار» به زیارت جامعه استدلال می‌کند و نسخه‌ای را بر نسخه‌ای دیگر ترجیح می‌دهد و می‌گوید: «صحیح این است که واژه «معروفین» به‌جای واژه «معترفین» باشد، آن‌سان که در زیارت جامعه خواهد آمد». [۳۱]

←← وحید بهبهانی
وحید بهبهانی زیارت جامعه را ارسال مسلّم نموده و در مورد ائمّه (علیهم‌السّلام) می‌گوید: «با این توصیف، ائمّه (علیهم‌السّلام) همان‌گونه‌اند که در زیارت جامعه آمده است که در راه خدا آن‌گونه که شایسته جهاد برای اوست، جهاد کردید تا دعوتش را آشکار ساختید». [۳۲]

←← میرزای قمی
میرزای قمی در کتاب «غنائم الایام» می‌نویسد: «و آن‌چه در زیارت جامعه آمده است همه آن بزرگواران (ائمه اطهار) را فرا می‌گیرد». [۳۳]

←← همدانی
• فقیه همدانی در «مصباح الفقیه» در بخش غسل‌های مستحبی می‌نویسد: «از موارد غسل در خصوص زیارت، همانند روایت مشهوری است که در زیارت جامعه وارد شده است؛ همان زیارتی که هر امامی را می‌توان با آن زیارت کرد و دستور غسل نیز دارد». [۳۴]

← شرح‌های زیارت جامعه کبیره
زیارت جامعه کبیره چنان مورد توجّه بسیاری از عالمان شیعی بوده که جمعی آن ‌را شرح کرده‌اند و به بیان لغات، مفاهیم و معانی والای آن پرداخته‌اند. همه این‌ها قرینه‌ای قوی می‌تواند باشد که این بزرگان معتقد به صدور این زیارت بودند. لذا با نگاهی گذرا به کتاب ارزشمند «الذریعة الی تصانیف الشیعه» اثر شیخ آقا بزرگ تهرانی متوجه خواهیم شد که تا چه ‌اندازه شرح‌ بر این زیارت نگاشته شده است. [۳۵] [۳۶] [۳۷] [۳۸] [۳۹]

نتیجه‌ بحث[ویرایش]

زیارت جامعه کبیره، از منظر علم رجال، دارای سندی معتبر از جهت راویان و متن و محتواست. بر این اساس متن فاخر و عمیق «زیارت جامعه» ـ که از نگاه کارشناسان بزرگ حدیث، با قرآن و سایر احادیث اهل بیت (علیهم‌السّلام) هماهنگیِ کامل دارد ـ خود، شاهدی بر صدور آن از امام‌ هادی (علیه‌السّلام) است.

پانویس[ویرایش]
 
۱. شیخ صدوق، محمد بن علی‌، عیون اخبار الرضا (علیه‌السلام)، ج‌۱، ص۳۰۴، محقق:لاجوردی، مهدی، تهران، نشر جهان، چاپ اول، ۱۳۷۸ق.    
۲. شیخ طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، ج‌۶، ص۹۵، محقق:موسوی خرسان، حسن، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.    
۳. شیخ صدوق، محمد بن علی‌، من لا یحضره الفقیه، ج‌۲، ص۶۰۹، محقق:غفاری، علی‌اکبر، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.    
۴. شیخ صدوق، محمد بن علی‌، عیون اخبار الرضا (علیه‌السلام)، ج‌۱، ص۳۰۴، محقق:لاجوردی، مهدی، تهران، نشر جهان، چاپ اول، ۱۳۷۸ق.    
۵. بحرالعلوم‌ بروجردی، سید مهدی، الفوائد الرجالیة، ج‌۴، ص۷۲، تهران، مکتبة الصادق‌، چاپ اول‌، ۱۴۰۵ق.    
۶. بحرانی، محمد سند‌، بحوث فی مبانی علم الرجال، مقرر:تبریزی، محمدصالح‌، ص۱۷۶، قم، مکتبة فدک‌، چاپ دوم‌، ۱۴۲۹ق.    
۷. موسوی عاملی، محمد بن علی، مدارک الاحکام فی شرح شرائع الاسلام، ج‌۶، ص۸۴، بیروت، مؤسسه آل البیت (علیهم‌السّلام)، چاپ اول، ۱۴۱۱ق.
۸. شیخ صدوق، محمد بن علی‌، من لا یحضره الفقیه، ج‌۴، ص۴۷۶، محقق:غفاری، علی‌اکبر، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.    
۹. شیخ صدوق، محمد بن علی‌، من لا یحضره الفقیه، ج‌۴، ص۴۷۶، محقق:غفاری، علی‌اکبر، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.    
۱۰. شیخ صدوق، محمد بن علی‌، من لا یحضره الفقیه، ج‌۳، ص۱۱۲، محقق: غفاری، علی‌اکبر، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
۱۱. شیخ صدوق، محمد بن علی‌، من لا یحضره الفقیه، ج‌۴، ص۴۲۹، محقق: غفاری، علی‌اکبر، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
۱۲. نجاشی، احمد بن علی، فهرست اسماء مصنفی الشیعة (رجال نجاشی)، ص۳۷۳، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ ششم، ۱۳۶۵ش.    
۱۳. حائری مازندرانی، محمد بن اسماعیل، منتهی المقال فی احوال الرجال، ج‌۷، ص۳۴۳، قم، مؤسسه آل البیت (علیهم‌السّلام)، چاپ اول‌، ۱۴۱۶ق.    
۱۴. نراقی، میرزا ابوالقاسم بن محمد بن احمد‌، شعب المقال فی درجات الرجال، ص۲۱۱-۲۱۲، قم، کنگره بزرگداشت نراقی، چاپ دوم، ۱۴۲۲ق.    
۱۵. نجاشی، احمد بن علی، فهرست اسماء مصنفی الشیعة (رجال نجاشی)، ص۳۷۳، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ ششم، ۱۳۶۵ش.    
۱۶. نراقی، میرزا ابوالقاسم بن محمد بن احمد‌، شعب المقال فی درجات الرجال، ص۲۱۳، قم، کنگره بزرگداشت نراقی، چاپ دوم، ۱۴۲۲ق.    
۱۷. موسوی خویی، سید ابوالقاسم، معجم ‌رجال ‌الحدیث، ج۲۰، ص۶۶، قم، مرکز نشر آثار شیعه، ۱۴۱۰ق.    
۱۸. موسوی خویی، سید ابوالقاسم، معجم ‌رجال ‌الحدیث، ج۲۰، ص۵۷، قم، مرکز نشر آثار شیعه، ۱۴۱۰ق.    
۱۹. شیخ طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، ج‌۶، ص۹۵، محقق:موسوی خرسان، حسن، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.    
۲۰. ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، ص۳۲، محقق:امینی، عبد الحسین، نجف اشرف، دار المرتضویة، چاپ اول، ۱۳۵۶ش.    
۲۱. شیخ صدوق، محمد بن علی‌، من لا یحضره الفقیه، ج‌۴، ص۱۸۰، محقق:غفاری، علی‌اکبر، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.    
۲۲. طبری آملی، عمادالدین محمد، بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، ج۱، ص۳، مقدمه مؤلف، نجف اشرف، المکتبة الحیدریة، چاپ دوم، ۱۳۸۳ق.    
۲۳. مجلسی، محمدتقی، لوامع صاحب‌قرانی، ج‌۸، ص۶۶۶، قم، مؤسسه اسماعلیان، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق.
۲۴. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج‌۹۹، ص۱۴۴، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.    
۲۵. مجلسی، محمدباقر، ملاذ الاخیار فی فهم تهذیب الاخبار، ج‌۹، ص۲۴۷، محقق:رجایی، مهدی، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، چاپ اول، ۱۴۰۶ق.    
۲۶. شبّر، سید عبدالله، الانوار اللامعة فی شرح زیارة الجامعة، ص۱۸، بیروت، مؤسسة الوفاء، چاپ اول، ۱۴۰۳ق.
۲۷. قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره، ص۵۴۳.    
۲۸. فیض کاشانی، ملامحسن‌، تفسیر الصافی، ‌ ج‌۴، ص۱۳۰، محقق:اعلمی، حسین، تهران، مکتبه الصدر، چاپ دوم، ۱۴۱۵ق.    
۲۹. شیخ صدوق، محمد بن علی، الخصال، ج‌۲، ص۴۳۲، محقق:غفاری، علی‌اکبر، قم، جامعه مدرسین، چاپ اول، ۱۳۶۲ش.    
۳۰. شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج‌۱۴، ص۵۷۹، قم، مؤسسة آل البیت (علیهم‌السّلام)، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.    
۳۱. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج‌۹۷، ص۲۰۴، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.    
۳۲. وحید بهبهانی، آقامحمد باقر بن محمد اکمل، الرسائل الفقهیه، ص۱۷۹، قم، مؤسسة العلامة المجدد الوحید البهبهانی، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.    
۳۳. میرزای قمّی، ابوالقاسم بن محمد حسن، غنائم الایام فی مسائل الحلال و الحرام، ج‌۱، ص۲۶۵، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.
۳۴. همدانی، آقا رضا بن محمد‌هادی‌، مصباح الفقیه، ج‌۶، ص۴۶، قم، مؤسسة الجعفریة لاحیاء التراث و مؤسسة النشر الاسلامی‌، چاپ اول‌، ۱۴۱۶ق.    
۳۵. آقا بزرگ تهرانی‌، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج‌۲، ص۳۰۲، قم، اسماعیلیان‌، ۱۴۰۸ق.    
۳۶. آقا بزرگ تهرانی‌، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج‌۴، ص۴۴۳، قم، اسماعیلیان‌، ۱۴۰۸ق.    
۳۷. آقا بزرگ تهرانی‌، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج‌۱۳، ص۳۰۵-۳۰۶، قم، اسماعیلیان‌، ۱۴۰۸ق.    
۳۸. آقا بزرگ تهرانی‌، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج‌۱۴، ص۲۲۳-۲۲۴، قم، اسماعیلیان‌، ۱۴۰۸ق.    
۳۹. آقا بزرگ تهرانی‌، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج‌۱۸، ص۲۷۰، قم، اسماعیلیان‌، ۱۴۰۸ق.    


منبع[ویرایش]


سایت اسلام کوئست، برگرفته از مقاله «سند زیارت جامعه کبیره»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۶/۱۱/۲۱.    



جعبه‌ابزار