روز عبوسذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: عبوس، قمطریر، سختی، شدت، گرفتاری، عبس، تفسیر آیه ۱۰ و ۱۱ انسان.

پرسش: منظور از روز «عبوس» و «قمطریر» چیست؟ و چرا ابرار و نیکان نیز از آن‌روز می‌ترسند؟!

پاسخ:


ویژگی‌های ابرار[ویرایش]

خداوند در بیان یکی از ویژگی‌های ابرار و نیکان، از زبان خودشان می‌فرماید: «إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا یَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِیراً»؛ [۱] ما از پروردگارمان می‌ترسیم از آن روز که عبوس و شدید است.

معنای لغوی عبوس[ویرایش]

«عبوس» از «عبس»؛ یعنی روز سختی که چهره‌ها در آن گرفته و زشت می‌شود. روز قیامت برای سختی و شدت گرفتاری که در آن روز وجود دارد، به «روز عبوس» توصیف شده است. [۲] [۳] این تعبیر مانند «لیل نائم» است. «ای ینام فیه». [۴]

علت نامگذاری[ویرایش]

این‌که روز قیامت را «عبوس» خوانده از باب استعاره است. منظور از عبوس بودن آن، ظهور نهایت شدت و سختی آن برای مجرمان است.

← دیدگاه ابن عباس
ابن عباس می‌گوید؛ کافر در آن‌روز چنان گرفته و عبوس می‌شود که از شدت حرارت میان دو چشمش عرقی مانند قطرات مس آب شده، جاری می‌شود. [۵] [۶]

معنای لغوی قمطریر[ویرایش]

کلمه «قمطریر» از ماده «قمطر» به معنای دشوار و سخت است. [۷] [۸]

مراد از آیه ۱۰ سوره انسان[ویرایش]

این آیه در مقام بیان علت سخنی است که خداوند از زبان ابرار حکایت کرد؛ یعنی می‌خواهد بفهماند که چرا آنها گفتند: «إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ...»؛ [۹] (و می‌گویند) ما شما را برای خدا اطعام می‌کنیم، و هیچ پاداش و سپاسی از شما نمی‌خواهیم.

توضیح[ویرایش]

در حقیقت اطعام آنان تنها و تنها برای خداست؛ آنان عبودیت خود را برای خدا خالص کردند؛ به دلیل آن‌که از آن‌روز سخت و دشوار می‌ترسیدند، و برای بیان علت مذکور اکتفا نکردند به این‌که ما از آن‌روز می‌ترسیم، بلکه آن‌روز را به پروردگار خود نسبت داده، گفتند: ما از پروردگار خود از روزی می‌ترسیم که عبوس و شدید است، تا فهمانده باشند وقتی از این اطعامشان چیزی غیر از پروردگارشان را در نظر ندارند، پس ترسشان هم از غیر او نیست؛ هم‌چنان‌که امیدی هم به غیر او ندارند؛ لذا ترس و امیدشان همه از خدا است، اگر از روز قیامت هم می‌ترسند بدان جهت است که روز پروردگارشان است؛ روزی است که خدا به حساب بندگانش می‌رسد، و پاداش و جزای اعمال ایشان را می‌دهد. [۱۰]ز

علت تعبیر روز قیامت به روز عبوس[ویرایش]

بنابراین تعبیر از روز قیامت به روز «عبوس» و «سخت» - با این‌که عبوس از صفات انسان است و به کسی می‌گویند که قیافه‌اش را درهم کشیده - برای تأکید بر وضع وحشتناک آن‌روز است؛ یعنی آن‌قدر حوادث آن‌روز سخت و ناراحت‌کننده است که نه‌تنها انسان‌ها در آن روز عبوس‌اند، بلکه گویی خود آن‌ روز نیز عبوس است. [۱۱]

نسبت دادن ترس ابرار به خود قیامت[ویرایش]

و اگر در آیه «وَ یَخافُونَ یَوْماً کانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیراً»؛ [۱۲] نسبت ترس آنان را به خود قیامت داد؛ برای این بود که گوینده این سخن خود آنان نبودند؛ بلکه خدای تعالی است که قبل از این آیه، سختی‌های آن‌ روز را به خود نسبت داده است: «إِنَّا أَعْتَدْنا لِلْکافِرِینَ سَلاسِلَ...»؛ [۱۳] بی‌گمان ما برای کافران، زنجیرها و بندها و آتشی سوزان را آماده کرده‌ایم.

ترس در مقام عمل[ویرایش]

خلاصه این‌که مسئله ترسی که ابرار در گفتار خود آوردند، ترس در مقام عمل است؛ چراکه حساب عمل بنده با خداست، و بندگی لازمه جدایی‌ناپذیر انسان است. انسان به هر درجه از کمال برسد، حتی به مقام عصمت و بی‌گناهی هم اگر برسد، باز هم بنده است، و امکان ندارد بنده از پروردگارش خوف نداشته باشد. [۱۴]ز

تبدیل شدن ترس به امنیت[ویرایش]

خداوند در برابر ترس بندگان مخلص خود از روز قیامت، ترسشان را به امن تبدیل نموده و آنان را از شر و گرفتاری آن‌ روز محفوظ نگه‌ می‌دارد، و می‌فرماید:

«فَوَقاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذلِکَ الْیَوْمِ وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً»؛ [۱۵] پس خدا آنان را از شر آن‌ روز نگاه می‌دارد و به آنان شادابی و شادمانی می‌بخشد.

← مراد از وقاهم
«وقاهم» به معنای حفظ کردن آنان از اذیت و آزار است،

← مراد از لقاهم
«لَقَّاهُمْ» به معنای استقبال و روبه‌رو‌ شدن است.

← مراد از نضره
و کلمه «نضرة» به معنای شادابی و خوش‌رویی است.

← مراد از آیه
بنابراین معنای آیه این است که خدای تعالی ایشان را از شر آن‌روز عبوس و قمطریر حفظ کرده، و آنان را با شادی و سرور روبه‌رو می‌کند، پس این طایفه در آن‌ روز خوشحال و مسرورند و اگر در دنیا به دلیل احساس مسئولیت از آن‌روز بیمناک بودند، خداوند در عوض این ترس و بیم، آنها را در روزی که بیشتر مردم در دشواری و سختی به سر می‌برند، غرق شادمانی و سرور می‌کند.

پانویس[ویرایش]
 
۱. انسان/سوره۷۶، آیه۱۰.    
۲. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، فضل بن حسن، مقدمه، بلاغی‌، محمدجواد، ج‌۱۰، ص۲۱۶.    
۳. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، فضل بن حسن، مقدمه، بلاغی‌، محمدجواد، ج‌۱۰، ص۶۱۷، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
۴. لسان العرب، ابن منظور، محمد بن مکرم، ج ‌۶، ص ۱۲۸، بیروت، دار صادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.    
۵. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، فضل بن حسن، مقدمه، بلاغی‌، محمدجواد، ج‌۱۰، ص۲۱۶.    
۶. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، فضل بن حسن، مقدمه، بلاغی‌، محمدجواد، ج‌۱۰، ص۶۱۷، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
۷. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، فضل بن حسن، مقدمه، بلاغی‌، محمدجواد، ج‌۱۰، ص۲۱۶.    
۸. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، فضل بن حسن، مقدمه، بلاغی‌، محمدجواد، ج‌۱۰، ص۶۱۷، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
۹. انسان/سوره۷۶، آیه۹.    
۱۰. المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبایی، سید محمدحسین، ج ‌۲۰، ص۱۲۸، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.    
۱۱. تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصج ‌۲۵، ص ۳۵۶، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.    
۱۲. انسان/سوره۷۶، آیه۷.    
۱۳. انسان/سوره۷۶، آیه۴.    
۱۴. المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبایی، سید محمدحسین، ج ‌۲۰، ص۱۲۸، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.    
۱۵. انسان/سوره۷۶، آیه۱۱.    


منبع[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئست.    



جعبه‌ابزار