روح و تناسخذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: روح، روح حیوانی، روح نباتی، روح انسانی، تناسخ، عالم برزخ، معاد.

پرسش: أ. مسئله روح در کدام آیه مطرح شده است؟ ب. با کدام آیه می‌توان اعتقاد به تناسخ را رد کرد؟

پاسخ: کلمه «روح» در لغت، به معنای مبدأ حیات است. قرآن کریم «روح» را از نظر اختلاف اثرش (حیات) دارای مراتب گوناگون می‌داند؛ چون روح حیوانی و نباتی، فقط به مجموعه‌ای از نموّ و تغذیه و تولید مثل و حس و حرکت اطلاق می‌شود. بدیهی است با از میان رفتن جسم نیز، نه تغذیه‌ای باقی می‌ماند نه نموّ و تولید مثل و نه حس و حرکتی؛ به خلاف روح انسانی که حقیقتی است مستقل که گاهی به این بدن مادی تعلق می‌گیرد و گاه از آن جدا می‌شود. به همین جهت «روح» گاهی به آن حقیقتی گفته می‌شود که در عموم آدمیان دمیده شده است و گاه نیز حقیقتی به نام روح تأییدکننده است که خاص مؤمن است.
طرف‌داران و معتقدان به تناسخ، منکر مسئله معاد نیستند؛ بلکه منکر عالم برزخ‌اند و براساس آیه مذکور، مرگ و حیات را در واقع تکرار تناسخ می‌دانند که به دنبال هم انجام می‌گیرد؛ تا به «الیه ترجعون» روز قیامت می‌رسد. آیه ۱۰۰ سوره مؤمنون، عقیده آن‌ها را باطل می‌داند؛ و وجود عالم برزخ را بعد از حیات دنیا تأیید می‌کند و عقیده به تناسخ را باطل می‌گرداند.


معنای لغوی روح

[ویرایش]

کلمه «روح» در لغت، به معنای مبدأ حیات است که جان‌دار به وسیله آن قادر بر احساس و حرکت ارادی می‌شود؛ البته هرچند که این کلمه در بسیاری از آیات مکی و مدنی تکرار شده، ولی در همه این موارد به این معنایی که در جان‌داران می‌یابیم و مبدأ حیات و منشأ احساس و حرکت ارادی است، نیامده است.

اقسام روح

[ویرایش]

اقسام روح، عبارت‌اند از:
۱. روح نباتی.
۲. روح حیوانی (که همان نفس سیاله است).
۳. روح انسانی (نفس ناطقه).
۴. روح القدس (روحی که با پیامبران است و آن‌ها را تأیید می‌کند).
۵. روح الامین (جبرئیل).
۶. فرشته‌ای بزرگ از فرشتگان خاص خداوند یا مخلوقی برتر از فرشتگان.
۷. روح قرآن و محتوای وحی.

روح در قرآن

[ویرایش]

قرآن کریم «روح» را از نظر اختلاف اثرش (حیات) دارای مراتب گوناگون می‌داند.

← روح حیوانی، نباتی و انسانی


چون روح حیوانی و نباتی، فقط به مجموعه‌ای از نموّ و تغذیه و تولید مثل و حس و حرکت اطلاق می‌شود. بدیهی است با از میان رفتن جسم نیز، نه تغذیه‌ای باقی می‌ماند نه نموّ و تولید مثل و نه حس و حرکتی؛ به خلاف روح انسانی که حقیقتی است مستقل که گاهی به این بدن مادی تعلق می‌گیرد و گاه از آن جدا می‌شود.
به همین جهت «روح» گاهی به آن حقیقتی گفته می‌شود که در عموم آدمیان دمیده شده است و گاه نیز حقیقتی به نام روح تاییدکننده است که خاص مؤمن است که از نظر شرافت در ماهیت و از نظر مرتبت و قوت، اثرش شریف‌تر و قوی‌تر از روحی است که در همه انسان‌های زنده است و یک مرحله از آن مرحله‌ای است که در گیاهان و اثرش این است که گیاه و درخت را رشد می‌دهد.

←← آیه ۸۵ سوره اسراء


قرآن کریم در جایی دیگر درباره روحی که در عموم آدمیان است، می‌فرماید: «و یسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربّی و ما اوتیتم من العلم الا قلیلاً؛ و درباره روح از تو می‌پرسند بگو: روح از (سنخ) امر پروردگار من است و به شما از دانش جز‌ اندکی داده نشده است» و در جایی دیگر «امر» را معنا می‌کند به این‌که «انما امره اذا اراد شیئاً ان یقول له کن فیکون؛ چون به چیزی اراده فرماید، کارش این است که می‌گوید: باش، پس (بی‌درنگ) موجود می‌شود».

←← روایتی از پیامبر


اساساً روح، ساختمانی مغایر با ساختمان ماده دارد و اصول حاکم بر آن، غیر از اصول حاکم بر ماده و خواص فیزیکی و شیمیایی آن است؛ به همین جهت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) مأمور می‌شود که در یک جمله کوتاه و پرمحتوا بگوید: «روح از عالم امراست»؛ یعنی آفرینشی اسرارآمیز دارد.

←← روایتی از امام صادق


در برخی روایات اسلامی نیز آمده که امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید: «روح از عالم ملکوت و از قدرت خداوند است».

نفی تناسخ

[ویرایش]

خداوند متعال می‌فرماید: «کیف تکفرون بالله و کنتم امواتاً و احیاکم ثم یمیتکم ثم یحییکم ثم الیه ترجعون»؛ چگونه به خداوند کافر می‌شوید، در حالی که شما اجسام بی‌روحی بودید و او شما را زنده کرد؛ سپس شما را می‌میراند، و بار دیگر شما را زنده می‌کند، سپس به سوی او باز می‌گردید».

← مراحل سیر انسان


آیه مذکور، از جمله آیات متعددی است که عقیده به تناسخ را به صراحت نفی می‌کند. این آیه سه مرحله از مسیر انسان را بیان می‌کند.

← مرحله اول


حیات از موت اولیه‌ای که انسان جزء جماد و نبات بوده است که همین زندگی دنیا می‌باشد.

← مرحله دوم


مرگ و پایان زندگی دنیا.

← مرحله سوم


سپس زنده شدن در عالم برزخ «ثم یحییکم» و بعد انتقال یک حیات مهم‌تر که عالم قیامت نام دارد: «ثم الیه ترجعون».

عقیده طرف‌داران تناسخ

[ویرایش]

افزون بر آن‌چه گذشت، طرف‌داران و معتقدان به تناسخ، منکر مسئله معاد نیستند؛ بلکه منکر عالم برزخ‌اند و براساس آیه مذکور، مرگ و حیات را در واقع تکرار تناسخ می‌دانند که به دنبال هم انجام می‌گیرد؛ تا به «الیه ترجعون» روز قیامت می‌رسد.

بطلان تناسخ

[ویرایش]

آیات دیگر قرآن، عقیده آن‌ها را باطل می‌داند؛ چنان‌که خداوند متعال می‌فرماید: «...و من ورائهم برزخ الی یوم بیعثون؛ و پشت سر آن‌ها برزخی است تا روزی که برانگیخته می‌شوند».
آیه مذکور، ظاهر در عالم برزخ می‌باشد و وجود عالم برزخ را بعد از حیات دنیا تأیید می‌کند و عقیده به تناسخ را باطل می‌گرداند. البته دلایل و آیات دیگری بر بطلان تناسخ وجود دارد.

منابع

[ویرایش]

۱. ناصر مکارم شیرازی، عود ارواح، (قم، انتشارات مطبوعاتی هدف).
۲. ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، (تهران، دارالکتب الاسلامیه)، ج۱، ص۱۶۵-۱۶۴.
۳. احمد زمرّدیان، حقیقت روح (قم؛ دفتر نشر فرهنگ اسلامی).
۴. محمد تقی مصباح یزدی، معارف قرآن (قم، انتشارات در راه حق)، ص۴۵۷-۳۴۹.
۵. ناصر مکارم شیرازی و دیگران، پیام قرآن، (قم، نشر مدرسة االامام امیرالمؤمنین)، ج۵، ص۲۸۷-۳۰۵.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات للالفاظ القرآن، ص۳۶۹ ۳۷۰، بیروت، دارالکتب العربی.    
۲. بقره/سوره۲، آیه۸۷.    
۳. شعراء/سوره۲۶، آیه۱۹۳.    
۴. قدر/سوره۹۷، آیه۴.    
۵. شوری/سوره۴۲، آیه۵۲.    
۶. سجده/سوره۳۲، آیه۹،.    
۷. ص/سوره۳۸، آیه۷۲.    
۸. مجادله/سوره۵۸، آیه۲۲.    
۹. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۵۱۰، تهران، دارالکتب الاسلامیه.    
۱۰. طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۵، ص۱۳۷، قم، انتشارات اسلامی.    
۱۱. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۴۲۰، تهران، دارالکتب الاسلامیه.    
۱۲. اسراء/سوره۱۷، آیه۸۵.    
۱۳. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۲۵۲-۲۵۰، تهران، دارالکتب الاسلامیه.    
۱۴. حویزی، عبد علی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، ج۳، ص۲۱۶، قم، انتشارات اسماعیلیان.    
۱۵. بقره/سوره۲، آیه۲۸.    
۱۶. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۱۱۱-۱۱۲، تهران، دارالکتب الاسلامیه.    
۱۷. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۱۰۰.    


منبع

[ویرایش]


سایت ‌اندیشه قم، برگرفته از مقاله «روح و تناسخ»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۱۲/۰۶.    



جعبه ابزار
جعبه‌ابزار