حدیثذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: حدیث، احادیث، حجیت، اعتبار.

پرسش: حدود اعتبار و حجیت احادیث چگونه معلوم می‌شود؟

پاسخ: حدود اعتبار و کیفیت بهره گرفتن از حدیث، از جمله مباحث مهمی است که همواره مورد بحث و اهتمام محدثین و علمای فقه و اصول بوده و هست.


حجیت حدیث[ویرایش]

اصل مطلب که حدیث، حجت شرعی است و در بیشتر احکام تنها وسیله شناختن وظیفه و تعیین تکلیف می‌باشد، قابل تردید نیست، و دلایل عقلی و قرآنی بسیار بر آن هست. [۱]

دیدگاه‌ها درباره حجیت حدیث[ویرایش]

اما اینکه کدام حدیث حجت شرعی و لازم الاتباع است، اختلاف کرده‌اند.

← دیدگاه اول
عده‌ای از فقها احادیثی را حجت می‌دانند که به طریق صحیح یعنی توسط رجال مورد وثوق و امامی‌مذهب روایت شده و سلسله سند آن تا به معصوم متصل و معتبر باشد (خبر واحد، مرسل و مسند).

← دیدگاه دوم
عده‌ای حدیث حسن و موثق را نیز حجت می‌دانند و در استنباط احکام مورد عمل قرار می‌دهند.

← دیدگاه سوم
بعضی حتی حدیث ضعیف را در صورتی که مورد عمل و استناد جمعی از فقها باشد، معتبر می‌دانند (حسن، ضعیف و موثق).

← دیدگاه چهارم
بعضی از علما ی برجسته شیعه، همچون سیدمرتضی علم الهدی (م ۴۳۶ ق)، خبر واحد را حجت نمی‌دانند و فقط به حدیثی استدلال و استناد می‌کنند که به طرق متعدد و معتبر رسیده باشد [۲]

← دیدگاه پنجم
حدیثی که از طریق عامه روایت شده و مشابهی از طریق شیعه ندارد، از درجه اعتبار ساقط، و فاقد حجیت است؛ هرچند که در مباحث اعتقادی و مناظرات کلامی از باب قاعده الزام و احتجاج، به آنها استدلال می‌شود.

ادله عدم حجیت اخبار عامه[ویرایش]

بعضی از دلایل عدم حجیت اخبار عامه بدین شرح است:

← دلیل اول
پیشوایان دین، ائمه اطهار ـ علیهم‌السلام ـ ما را از گرفتن علم از آنها برحذر داشته؛ چنان‌که در بعضی احادیث به آیه شریفه (فلینظر الانسان الی طعامه) آدمی باید که به غذای خویش نظر کند، [۳]
(عبس، ۲۴) استدلال شده که مقصود غذای روح است و باید دقت کرد که علم خویش را از چه کسی فرامی‌گیرد [۴] و عده‌ای از علما در جوامع حدیث بابی را به این احادیث اختصاص داده‌اند. [۵] [۶] [۷]

← دلیل دوم
چنان‌که قبلاً بیان کردیم، آنها سالیانی دراز از نقل و نوشتن حدیث ممنوع بودند، و پس از آنکه جعل و تحریف در احادیث کاملاً نفوذ کرد، به تدوین حدیث پرداختند، که در آن زمان راویان اصلی همگی یا بیشترشان از دنیا رفته بودند و زمان اتباع تابعین بود. [۸] بنابراین سند روایات آنها مخدوش و مشکوک است و به‌خوبی معلوم نیست این اخبار چگونه به دست آنها رسیده است؟

← دلیل سوم
بسیاری از راویان عامه که از دشمنان سرسخت خاندان پیغمبر ـ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله ـ هستند، مورد مدح و ستایش و اعتماد علمای ایشان واقع شده‌اند، در مقابل از کسانی که اندک گرایشی به تشیع داشته‌اند، حدیث نیاورده و یا روایت آنها را باطل و مردود شمرده‌اند! و با کلمات زننده و نسبت‌های ناروا، از ایشان یاد کرده‌اند؛ مثلاً در کتاب صحیح بخاری، از عمران بن حطان هوادار سرسخت ابن ملجم مرادی روایت بسیار آمده، و نیز از عروة بن الزبیر پسر زبیر بن العوام که از دشمنان سرسخت امیرمؤمنان علی ـ علیه‌السلام ـ بوده و برای خوشایند معاویه ، دروغ‌پردازی بسیار داشته و همچنین از حریز بن عثمان که هربار به مسجد می‌رفت تا هفتاد بار حضرت امیرالمؤمنین ـ علیه‌السلام ـ را دشنام نمی‌داد، بیرون نمی‌آمد [۹] روایت‌ها آورده، ولی از ائمه اطهار ـ علیهم‌السلام ـ و اصحاب ایشان و محدثان بزرگی که معاصر آنها نیز بوده‌اند، یک حدیث هم نیاورده است، [۱۰] [۱۱] [۱۲]

← دلیل چهارم
تحریف بیش از حد در احادیث عامه و تعمد در جعل احادیث مخالف با مبانی و روش شیعه، تا آنجا که از جهت عناد با شیعه برخلاف سنت قطعی نبوی فتوا می‌دهند و عمل می‌کنند؛ مانند انگشتری به دست چپ کردن، و تسنیم قبور، و ترک صلوات بر آل محمد ـ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله ـ و....
منبع: دایرة المعارف تشیع، ج ۶، ص ۱۴۷.

پانویس[ویرایش]
 
۱. الاصول العامة للفقه المقارن، ص ۱۲۱.
۲. الذریعة الی اصول الشریعة، السید الشریف المرتضی (علم الهدی)، ۵۲۸ به بعد.    
۳. عبس(۸۰)، آیه ۲۴.    
۴. کلینی، اصول کافی، ج ۱، ص ۴۹.    
۵. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۲، ص ۲۱۴.    
۶. وسائل الشیعة، الشیخ الحر العاملی، آل‌البیت، ج ۱۸، ص ۴۳.    
۷. عوالم العلوم، ج ۱، ص ۵۳۲.
۸. الغدیر، علامه امینی، ج ۶، ص ۲۹۴.    
۹. تهذیب التهذیب، ج ۲، ص ۲۳۸.
۱۰. الغدیر، علامه امینی، ج ۵، ص ۲۹۴.    
۱۱. احقاق الحق، ج ۸، ص ۸۰۸.
۱۲. دراسات فی الحدیث والمحدثین، هاشم معروف الحسینی، ص ۱۶۳.    


منبع[ویرایش]

پایگاه حدیث نت.    


رده‌های این صفحه : حدیث شناسی | اقسام حدیث




جعبه‌ابزار