توسعه خمسذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: خمس، اجتهاد، غنیمت، اجتهاد در متن، اجتهاد در مقابل نص، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم)، بدعت، شیعه، اهل سنت.

پرسش: با توجه به آیة شریفه «وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ ...»؛ [۱] خمس فقط به غنائم تعلق می‌گیرد نه موارد دیگر. آیا اعتقاد به خمس در منافع کسب معادن و گنج و... اجتهاد در برابر نص صریح قرآن نیست؟ (توسعه خمس)

پاسخ: خمس موضوعی است که در قرآن کریم و روایات اسلامی ـ اعم از شیعه و سنی ـ آمده و شیعه هم در این رابطه هیچ‌گونه بدعتی ایجاد نکرده است.
آیه ۴۱ سوره انفال هرگونه در آمد و سود منفعتی را شامل می‌شود؛ زیرا لغه عمومیت دارد و دلیل روشنی برای آن وجود دارد.
هم‌چنین کار شیعیان اجتهاد در مقابل نص نیست؛ بلکه بیان و تفسیر آیه است و با توجه به قرائن روایی، بهره‌برداری از نص است. اجتهاد در مقابل نص این است که مخالف قرآن یا سخن پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فتوا داده شود؛ چنان‌که خلیفه دوم متعتان (متعه حج و متعه نساء) را که در زمان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) حلال بود، حرام نمود. این اجتهاد و در مقابل نص است.


معنای لغوی اجتهاد[ویرایش]

معنای اجتهاد در لغت به معنای نهایت تلاش خویش را به کار بردن و خود را به زحمت ‌انداختن است [۲]

اجتهاد در اصطلاح شیعه[ویرایش]

و اما در اصطلاح شیعه این است که فرد برای استخراج حکم از کتاب و سنت نهایت کوشش را مبذول بدارد، در موردی که نص قطعی وجود دارد، اجتهاد برای بیان مواردی است که می‌توانند مصداق این قانون باشند؛ ولی در موردی که نص قطعی از نظر سند و دلالت نباشد، اجتهاد برای این است که به سند آن حجیت بخشد یا دلالت آن را به گونه‌ای یک‌طرفه سازد و یکی از احتمالات را ترجیح دهد. [۳]

اجتهاد در اصطلاح اهل سنت[ویرایش]

اجتهاد در اصل «اصطلاح اهل سنت این است که اگر در حادثه‌ای نص قرآنی و سنت پیامبر به امت وجود نداشت، جای اجتهاد رأی و ‌اندیشه است: «و هی مجال الاجتهاد بالرای». [۴]

معنای نص[ویرایش]

منتهای چیزی را می‌گویند: «نص کل شیء‌ متنهاه’».

لفظ نص[ویرایش]

لفظ نص آن است که تمام و منتهای دلالت آن ظاهر باشد.

معنای اصطلاحی نص[ویرایش]

از نظر اصطلاح، نص عبارت است از متن صریحی که هیچ احتمال خلاف در آن نباشد؛ برخلاف ظاهر که احتمال خلاف در آن داده می‌شود.

آیه خمس[ویرایش]

«وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِن كُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»؛ [۵]

← ترجمة آیه
«بدانید هرگونه غنیمتی به شما رسد، خمس آن برای پیامبر و برای ذی‌القربی و یتیمان و مسکینان و واماندگان است. اگر به خدا و آن‌چه بر بنده خود در روز جدایی حق از باطل روز درگیری دو گروه ‹با ایمان و بی‌ایمان› نازل کردیم، ایمان آورده‌اید و خداوند بر هر چیز توانا است».

تفاوت دو نوع اجتهاد[ویرایش]

بعد از این مقدمه اولاً: بین اجتهاد در متن با اجتهاد مقابل نص خلط نموده است؛

← اجتهاد در متن
همان‌گونه که گفته شد، اجتهاد در متن، در جایی که سند متن قطعی باشد عبارت است از: بیان موارد و مصداق حکمی که در آیه و یا روایتی بیان شده است، و در صورتی که سند قطعی یا دلالت متن صریح نباشد، اجتهاد برای این است که به سند آن حجیت بخشد یا دلالت را به گونه‌ای یک‌طرفه سازد، و شیعه به این معنی از اجتهاد عقیده دارد و عملاً پای‌بند می‌باشد.

← اجتهاد در مقابل نص
و اما اجتهاد در مقابل نص این است که در مقابل حکم متنی که از نظر سند و دلالت قطعی و صریح است، نظر و فتوای خلاف داده شود، این نوع اجتهاد را شیعه به‌شدت رد می‌کند و هرگز از علمای شیعه چنین اجتهادی سر نزده است و پرسشگر بین این دو نوع اجتهاد خلط نموده است.

وجود کلیات احکام در قرآن[ویرایش]

ثانیاً: چرا همه مسلمین نماز آیات را واجب می‌دانند با این‌که در قرآن نیامده است و فقط در سنت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آمده و هم‌چنین بعضی غسل‌ها در قرآن نیامده است و یا زکات را علمای اهل سنت در پنج مورد واجب می‌دانند. [۶] [۷] [۸] با این‌که تفصیل آن در قرآن نیامده است. در قرآن کلیات احکام و دستورات الهی آمده است، نه تمام جزئیات مانند تعداد رکعات نماز و... . پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) قسمتی از آن‌ها را بیان نموده است و قسمت دیگر را اهل بیت عصمت و طهارت، مصادق دیگر خمس را بیان فرموده‌اند.

توسعه خمس[ویرایش]

ثالثاً: تنها شیعیان خمس را در غیر غنائم توسعه نداده‌اند؛ بلکه عده‌ای از علما و رؤسای مذاهب اربعه اهل سنت هم قائل به توسعه می‌باشند؛ از جمله شافعی و ابوحنیفه که در معدن ذهب و فضه، خمس را واجب دانسته. [۹]

معنای غنیمت[ویرایش]

با توجه به معنای آیه می‌توان توسعه خمس را از خود آیه استفاده نمود که در این‌جا از نظر لغویین معنای غنیمت را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

← دیدگاه ابن منظور
ابن منظور در لسان العرب می‌گوید: «الغنم الفوز بالشی من غیر مشقه». [۱۰] غنم یعنی دست‌رسی یافتن به چیزی بدون مشقت. [۱۱]

← دیدگاه راغب
راغب در مفردات می‌گوید، غنمیت از ریشه «غنم» به معنای گوسفند گرفته شده و سپس می‌گوید: «ثم استعملوا فی کل مظفور به من جهه العدی و غیره»؛ در هر چیزی که انسان از دشمن و یا غیر دشمن به دست آورد، به کار رفته است. [۱۲]

← دیدگاه امام علی
و در نهج‌البلاغه در موارد زیادی به معنای بهره به کار رفته است؛ از جمله می‌فرماید: «مَنْ أَخَذَ بِهَا لَحِقَ وَغَنِمَ»؛ کسی که به آیین خدا عمل کند، به سر منزل مقصود می‌رسد و بهره می‌برد. [۱۳] [۱۴] [۱۵] [۱۶]

← دیدگاه مفسران
و هم‌چنین مفسران همچون قرطبی (ج ۴، ص۲۸۴)، [۱۷] [۱۸] فخر رازی (ج۱۵، ص۱۶۴) [۱۹] [۲۰] المنار (ج۱۰، ص۳-۷) [۲۱] [۲۲] [۲۳] به همان معنای وسیع گرفته‌اند. [۲۴]

← دیدگاه علمای شیعه
لذا شیعیان طبق معنای لغوی آن را توسعه داده‌اند؛

←← دیدگاه طبرسی
چنان‌که مرحوم طبرسی می‌فرماید: «علمای شیعه معتقدند که خمس در هرگونه فایده‌ای که برای انسان فراهم می‌گردد، واجب است اعم از این‌که از طریق کسب و تجارت باشد یا از طریق گنج و معدن و... و سایر اموری که در کتب فقهی آمده است و می‌توان از آیه برای مدعی استدلال کرد؛ زیرا در «عرف لغت» به تمام این‌ها غنیمت گفته می‌شود». [۲۵] [۲۶]
پس آیه هرگونه در آمد و سود منفعتی را شامل می‌شود؛ زیرا لغه عمومیت دارد و دلیل روشنی برای آن وجود دارد.
و روایات ائمه ما هم همین توسعه را بیان نموده‌اند. [۲۷]
==نتیجه بحث=
از بیانات گذشته روشن شد که کار شیعیان اجتهاد در مقابل نص نیست؛ بلکه بیان و تفسیر آیه است و با توجه به قرائن روایی، بهره‌برداری از نص است. اجتهاد در مقابل نص این است که مخالف قرآن یا سخن پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فتوا داده شود؛ چنان‌که خلیفه دوم متعتان (متعه حج و متعه نساء) را که در زمان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) حلال بود، حرام نمود. [۲۸] این اجتهاد و در مقابل نص است.

منبع[ویرایش]

۱. به تفاسیر ذیل آیه ۴۱۷ از سوره انفال مراجعه شود.

پانویس[ویرایش]
 
۱. انفال/سوره۸، آیه۴۱.    
۲. راغب اصفهانی، محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص۱۰۱، دفتر نشر الکتاب، چاپ دوم، ۱۴۰۴ه.    
۳. سبحانی، جعفر، پیشوایی از نظر اسلام، ص۱۰۱، قم، مؤسسه مکتب اسلام ۱۳۷۴.
۴. خلاف، عبدالوهاب، عصاور التشریع اسلامی، ص۹، کویت، چاپ دوم.
۵. انفال/سوره۸، آیه۴۱.    
۶. متقی هندی، کنزالعمال، ج۱، ص۳۸۰، بیروت، مؤسسه الرساله.
۷. ترمذی، محمد بن عیسی، سنن ترمذی، ج۵، ص۶۶۳، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
۸. نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج۴، ص۱۸۷۳، بیروت، دارالحیاء التراث العربی.
۹. مقداد، فاضل، کنزالعرفان، ج۱، ص۲۴۹، تحوال انتشارات مرتضوی، ۱۳۴۳ ش، چاپ پنجم.    
۱۰. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۱۲، ص۴۴۵.    
۱۱. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۷، ص۱۷۶، تهران، دارالکتب الاسلامیه.    
۱۲. راغب اصفهانی، محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص۳۶۶، دفتر نشر الکتاب، چاپ دوم، ۱۴۰۴ه.    
۱۳. امام علی (علیه‌السلام)، نهج‌البلاغه، شریف رضی، ص۲۷۴، خطبه ۱۱۹.    
۱۴. امام علی (علیه‌السلام)، نهج‌البلاغه، شریف رضی، ص، نامه ۵۳.
۱۵. امام علی (علیه‌السلام)، نهج‌البلاغه، شریف رضی، ص، نامه ۴۱.
۱۶. امام علی (علیه‌السلام)، نهج‌البلاغه، شریف رضی، ص، حکمت ۳۳۱.
۱۷. قرطبی، محمد بن احمد انصاری، الجامع الاحکام القرآن، ج۷، ص۳۶۱، بیروت، مؤسسه التاریخ العربی، ۱۴۰۵ق.    
۱۸. قرطبی، محمد بن احمد انصاری، الجامع الاحکام القرآن، ج۴، ص۲۸۴، بیروت، مؤسسه التاریخ العربی، ۱۴۰۵ق.
۱۹. فخر رازی، تفسیر کبیر، ج۱۵، ص۴۸۴، بیروت، دارالحیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.    
۲۰. فخر رازی، تفسیر کبیر، ج۱۵، ص۱۶۴، بیروت، دارالحیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.
۲۱. رشیدرضا، محمد، تفسیر المنار، ج۱۰، ص۳ ۷.    
۲۲. رشیدرضا، محمد، تفسیر المنار، ج۹، ص۴۸۹.    
۲۳. رشیدرضا، محمد، تفسیر المنار، ج۱۰، ص۳ ـ ۷.
۲۴. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۷، ص۱۷۸ ۱۷۹، تهران، دارالکتب الاسلامیه.    
۲۵. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۴، ص۴۶۹، بیروت، ‌دارالمعرفه، ۱۴۰۸، چاپ دوم.    
۲۶. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۴، ص۴۶۷، بیروت، ‌دارالمعرفه، ۱۴۰۸، چاپ دوم.    
۲۷. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۴، ص۴۷۰، بیروت، ‌دارالمعرفه، ۱۴۰۸، چاپ دوم.    
۲۸. مقداد، فاضل، کنزالعرفان، ج۲، ص۱۵۸، تحوال انتشارات مرتضوی، ۱۳۴۳ ش، چاپ پنجم.    


منبع[ویرایش]

سایت ‌اندیشه قم، برگرفته از مقاله «خمس و غنائم»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۰۹/۲۰.    



جعبه‌ابزار