بررسی نحوی کلمه قبل و بعدذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: اعراب، قبل، بعد، جر، دائم الاضافه، مبنی، ضم، معرب.
پرسش: کلمه «قبل» و «بعد» اگر بعد از حروف جر درآیند، گاه مجرور بوده و گاه مجرور نیستند. دلیل این تفاوت چیست؟

پاسخ: «قبل» و «بعد» از ظروف زمان و دائم الاضافه هستند. این دو واژه چهار حالت دارند، در سه صورت معرب و در یک صورت مبنی بر ضم می‌شوند.


مشخصات نحوی[ویرایش]

«قبل» و «بعد» از ظروف زمان و دائم الاضافه هستند. این دو واژه چهار حالت دارند، در سه صورت معرب و در یک صورت مبنی بر ضم می‌شوند. [۱]

← حالت اول
مضاف الیه آنها تصریح شده و در کلام وجود داشته باشد. در این صورت معرب هستند و بر حسب عوامل، اعراب می‌گیرند. [۲] مانند: «و لا تفسدوا فی الارض بعد اصلاحها». [۳] یا «و یستعجلونک بالسیئة قبل الحسنة». [۴] یا مانند: «کما کتب علی الذین من قبلکم». [۵] یا «ثم بعثناکم من بعد موتکم». [۶]
در دو مثال اول، «قبل و بعد» به عنوان ظرف زمان نصب گرفته‌اند و در مثال سوم و چهارم نیز حرف جر «من» آن دو را جر داده است.

← حالت دوم
مضاف الیه از کلام حذف شده باشد، ولی معنایش در نیت باشد، «مراد این است که متکلم یک مسمی و معنایی را در نظر گرفته بدون اراده لفظ خاصی که دلالت بر آن نماید بلکه با این فرض که هر لفظی که دلالت بر این معنا و مسمی داشته باشد کفایت کند و برایش فرقی ندارد، چه لفظی بر آن معنای مورد نظرش دلالت داشته باشد.» [۷] که در این صورت مبنی بر ضم خواهد بود. [۸] مانند: «ا و لا یذکر الانسان انا خلقناه من قبل و لم یک شیئا». [۹]در این جا مضاف الیه «قبل» که «الحالة التی هو فیها» باشد حذف شده، ولی معنایش در نیت است؛ از این رو مبنی بر ضم شده است. [۱۰]

← حالت سوم
مضاف الیه از کلام حذف شده باشد، ولی لفظش در نیت باشد، «در این صورت، متکلم و گوینده، لفظ خاص و معینی را ارده کرده که دلالت بر مسمی نماید؛ از این رو اگر لفظی که مورد نظر متکلم نباشد آورده شود هر چند دلالت بر معنای مقصود داشته باشد، مضاف الیه مورد نظر محسوب نمی‌شود و کفایت نمی‌کند» [۱۱] که در این صورت نیز معرب بر حسب عوامل هستند، ولی از گرفتن تنوین خودداری می‌کنند. مانند: «و من قبل نادی کل مولی قرابة»، هر چند مضاف الیه حذف شده، ولی لفظ آن، که «ما نحن فیه الآن» باشد در نیت گوینده است. [۱۲]

← حالت چهارم
مضاف الیه از کلام حذف شده باشد، هیچ کدام از لفظ و معنایش نیز در نیت نباشد، «مراد این نیست که اصلا هیچ لفظ و معنایی در ذهن متکلم نباشد، بلکه مراد این است که تقدم بر یک چیز خاص و معین اراده نشده و در نیت متکلم نیست، ولی معنای «مطلق تقدم» در نیت متکلم است.» [۱۳] که در این صورت هم معرب است، به حسب عوامل البته تنوین نیز می‌گیرد. مانند: «فساغ لی الشراب و کنت قبلا». [۱۴]
شاهد در «قبلا» است که قطع از اضافه شده و هیچ کدام از لفظ و معنای مضاف الیه نیز در نیت نیست؛ از این رو معرب شده و به عنوان ظرف زمان تنوین نصب گرفته است. [۱۵]
در آیه «لله الامر من قبل و من بعد». [۱۶] گروهی «قبل و بعد» در این آیه را مبنی بر ضم «قبل و بعد» قرائت نمودند و برخی نیز آن را معرب و با تنوین جر «قبل و بعد» و برخی نیز به جر «قبل و من بعد» بدون تنوین خوانده‌اند، که بنابر قرائت اول، داخل قسم دوم و بنابر قرائت دوم، داخل در قسم چهارم و بنابر قرائت سوم، داخل در قسم سوم می‌شود. [۱۷]

پانویس[ویرایش]
 
۱. ابن هشام، عبدالله بن یوسف، اوضح المسالک الی الفیة ابن مالک، ج۳، ص۱۳۸- ۱۴۳، محقق، عبدالحمید، محمد محیی الدین، بیروت، المکتبة العصریة، چاپ اول، بی تا.    
۲. ابن هشام، عبدالله بن یوسف، اوضح المسالک الی الفیة ابن مالک، ج۳، ص۱۳۸.
۳. اعراف/سوره۷، آیه۵۶.    
۴. رعد/سوره۱۳، آیه۶.    
۵. بقره/سوره۲، آیه۱۸۳.    
۶. بقره/سوره۲، آیه۵۶.    
۷. ابن هشام، عبدالله بن یوسف، اوضح المسالک الی الفیة ابن مالک، ج۳، صص ۱۴۲.
۸. ابن هشام، عبدالله بن یوسف، اوضح المسالک الی الفیة ابن مالک، ج۳، صص ۱۴۲.
۹. مریم/سوره۱۹، آیه۶۷.    
۱۰. درویش محیی الدین، اعراب القرآن و بیانه، ج۶، ص۱۳، سوریه دارالارشاد، چاپ چهارم، ۱۴۱۵ق.
۱۱. ابن هشام، عبدالله بن یوسف، اوضح المسالک الی الفیة ابن مالک، ج۳، ص۱۴۲.
۱۲. ابن هشام، عبدالله بن یوسف، اوضح المسالک الی الفیة ابن مالک، ص۱۳۸.
۱۳. ابن هشام، عبدالله بن یوسف، اوضح المسالک الی الفیة ابن مالک، ص۱۴۱.
۱۴. ابن هشام، عبدالله بن یوسف، اوضح المسالک الی الفیة ابن مالک، ص۱۳۹.
۱۵. ابن هشام، عبدالله بن یوسف، اوضح المسالک الی الفیة ابن مالک، ج۳، ص۱۴۱.
۱۶. روم/سوره۳۰، آیه۴.    
۱۷. ابن هشام، عبدالله بن یوسف، اوضح المسالک الی الفیة ابن مالک، ج۳، ص۱۳۹ – ۱۴۲.


منبع[ویرایش]

پایگاه اسلام کوئست، برگرفته از مقاله «بررسی نحوی کلمه قبل و بعد»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۱/۲۲.    



جعبه‌ابزار