ارتباط یاد خدا با مراتب خداشناسیذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلیدواژه: سیر الی الله، امام علی، یاد خدا، خودسازی.

پرسش: یاد خدا چه نقشی در سیر الی الله دارد؟


یاد‌خدا در متون اسلامی

[ویرایش]

نخستین گام در سیر و سلوک، یاد خداست. امام علی (علیه‌السّلام) درباره نقش یاد خدا در سازندگی انسان می‌فرماید:
«اصلُ صَلاحِ القَلبِ اشتِغالُهُ بِذِکرِ اللّهِ؛ اساس سامان یافتن دل، اشتغال آن به یاد خداست.»
یاد خدا، در واقع، رمز خودسازی است؛ چرا که به تدریج، انسان را از خودِ حیوانی تهی می‌کند و دل را از رذایل اخلاقی، پاک می‌گردانَد و آن را برای پذیرش نور یقین، آماده می‌سازد.در متون اسلامی، نقشِ سرنوشت ساز یادِ خدا در سازندگی انسان، به تفصیل مورد توجّه قرار گرفته است. در این‌جا برای نمونه، به سه دسته از آنها اشاره می‌کنیم:

← سالم سازی قلب


دسته اوّل، روایاتی که بر نقش ذکر در آفت زدایی و سالم سازی قلب تأکید دارند؛ مانند آنچه از امام علی (علیه‌السّلام) نقل شده است:
«ذِکرُ اللّهِ مَطرَدَةٌ لِلشَّیطانِ؛ یاد کردنِ خدا، راندن شیطان است.»
«ذِکرُ اللّهِ رَاسُ مالِ کُلِّ مُؤمِنٍ، و رِبحُهُ السَّلامَةُ مِنَ الشَّیطانِ؛ یاد خدا، سرمایه هر مؤمن است و سود آن، به سلامت ماندن از شیطان است.»
«ذِکرُ اللّهِ دَواءُ اعلالِ النُّفوس؛ یاد خدا، دوای درد جان‌هاست.»
«یا مَنِ اسمُهُ دَواءٌ و ذِکرُهُ شِفاءٌ! ‌ای آن که نامش دواست و یادش شفا!»

← شرح صدر


دسته دوم، احادیثی که یاد خدا را موجب شرح صدر و نورانی شدن دل و‌ اندیشه، و ایجاد حیات و حواسّ باطنی، و رشد و تکامل معنوی معرفی می‌کنند؛ مانند سخنان امام علی (علیه‌السّلام) در این باره:
«اِنَّ اللّهَ (سُبحانَهُ و تَعالی) جَعَلَ الذِّکرَ جلاءً لِلقُلوبِ، تَسمَعُ بِهِ بَعدَ الوَقرةِ، و تُبصِرُ بِهِ بَعدَ العِشوَةِ، و تَنقادُ بهِ بَعدَ المُعانَدَةِ؛ خدای سبحان، ذکر را جلای دل‌ها کرد که [گوش] پس از سنگینی، بدان می‌شنود و [دیده] پس از نابینایی، بِدان می‌بیند و پس از لجاجت، با آن [در برابر خدا] رام می‌شود.»
«دَوامُ الذِّکرِ یُنیرُ القَلبَ وَ الفِکرَ؛ مداومت بر ذکر، دل و‌ اندیشه را نورانی می‌کند.»
«مُداوَمَةُ الذِّکرِ قوتُ الاَرواحِ و مِفتاحُ الصَّلاحِ؛ دوام ذکر، خوراک جان‌ها و کلید درستی است.»

← معرفت خدا


دسته سوم، احادیثی که معرفت خدا و انس با خدا و محبّت او را ثمره یاد خدا می‌دانند؛ مانند آنچه از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نقل شده است:
«مَن اکثَرَ ذِکرَ اللّهِ (عزّوجلّ) اَحَبَّهُ اللّهُ؛ هر کس خدا را فراوان یاد کند، خداوند [نیز] او را دوست خواهد داشت.»
و امام علی (علیه‌السّلام) فرموده است:
«الذِّکرُ مِفتاحُ الاُنسِ؛ ذکر، کلید اُنس است.»
بنا بر این، یاد خدا در گام اوّل سلوک، آینه دل را از زنگارهای اخلاق و اعمال ناشایست، پاک می‌کند و در گام دوم، با نورانی ساختنِ آن، زمینه را برای انعکاس معارف شهودی در آن و دستیابی به معرفت و محبّت خدا، فراهم می‌سازد.
با عنایت به آثار و برکات یاد خدا و نقش کلیدیِ آن در سازندگی انسان و جامعه توحیدی است که در جایْ جایِ قرآن کریم و احادیث اسلامی، بر کثرت ذکر، بلکه تداوم آن، تأکید شده است:
«یَـاَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اذْکُرُواْ اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرا؛ ‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید! خدا را فراوان یاد کنید».
«فَاِذَا قَضَیْتُمُ الصَّلَوةَ فَاذْکُرُواْ اللَّهَ قِیَـمًا وَ قُعُودًا وَعَلَی جُنُوبِکُمْ؛ و چون نماز را تمام کردید، ایستاده و نشسته و بر پهلو خوابیده [و در هر حال]، خدا را یاد کنید».
«الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیَـمًا وَقُعُودًا وَ عَلَی جُنُوبِهِمْ؛ آنان که ایستاده و نشسته و بر پهلو آرمیده، خدا را یاد می‌کنند».
امام صادق (علیه‌السّلام) فرموده است:
«ما مِن شَی ء اِلّا و لَهُ حَدٌّ یَنتَهی اِلَیه اِلَا الذِّکر، فَلَیسَ لَهُ حَدٌّ یَنتَهی اِلَیهِ؛ هیچ چیزی نیست جز آن که حدّی دارد که بدان منتهی می‌شود، جز یاد [خدا] که حدّ نهایتی ندارد.»
امام (علیه‌السلام)، سپس این آیه را خواند:
«یَـاَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اذْکُرُواْ اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا؛
‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید! خدا را فراوان یاد کنید».

نقش ذکر در سازندگی انسان

[ویرایش]

درباره نقش ذکر در سازندگی انسان، توجّه به چند نکته ضرور است:

← تداوم ذکر


آنچه موجب ظهور آثار ذکر در پیراستگی و آراستگیِ قلب و رسیدن به معرفت شهودی است، تداوم ذکر است؛ چنان‌که در شماری از متونی که گذشت، بدان تصریح شده است. شاید ذکر «خروج از ظلمات و ورود به عالم نور» در سوره احزاب، پس از «امر به کثرت ذکر»، به همین دلیل باشد:
«یَـاَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اذْکُرُواْ اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرا وَ سَبِّحُوهُ بُکْرَةً وَ اَصِیلاً هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَ مَلَـلـءِکَتُهُ لِیُخْرِجَکُم مِّنَ الظُّـلُمَـتِ اِلَی النُّورِ وَ کَانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیمًا؛ ‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید! خدا را فراوان یاد کنید و صبح و شام، او را تسبیح گویید.اوست که با فرشتگانش بر شما درود می‌فرستد تا شما را از تاریکی‌ها، به سوی نور، بیرون ببرد؛ و با مؤمنان، هماره مهربان است».
بنابر‌این، ذکری که تداوم نداشته باشد و بر قلب غلبه نکند، نمی‌تواند در مسیر معرفت شهودی، نقش ایفا کند.
فقیه و محدّث بزرگ، فیض کاشانی (رحمه‌الله)، در رساله زاد السالک، در پاسخ به نامه یکی از طلاب علوم دینی، درباره کیفیت سلوک راه حق، ۲۵ ره‌نمود ارائه کرده و در ره‌نمود هجدهم گفته است:
قدری از اذکار و دعوات [را] وردِ خود ساختن در اوقات معیّنه، خصوصا بعد از نمازهای فریضه، و اگر تواند که [در] اکثر اوقات، زبان را مشغول ذکر حق دارد (و اگر چه جوارح، در کارهای دیگر مصروف باشد)، زهی سعادت!
از حضرت امام محمّد باقر (علیه‌السّلام) منقول است که زبان مبارک ایشان، در اکثر اوقات، تَر بوده است به کلمه طیّبه: «لا اله الّا اللّه»؛ [حتّی] اگر چیزی می‌خورده‌اند و اگر سخن می‌گفته‌اند و اگر راه می‌رفته‌اند، الی غیر ذلک.
«متن حدیث، از امام صادق (علیه‌السلام) بدین شرح است: «و کانَ ابی کَثیر الذِّکرِ لَقَد کُنتُ امشی مَعَهُ و انَّهُ لَیَذکُرُ اللّهَ و آکُلُ مَعَهُ الطَّعامَ و انَّهُ لَیَذکُرُ اللّهَ و لَقَد کانَ یُحَدِّثُ القَومَ و ما یَشغَلُهُ ذلِکَ عَن ذِکرِ اللّهِ و کُنتُ اری لِسانَهُ لازِقا بِحَنَکِهِ یَقولُ: لا الهَ الَا اللّهُ؛ پدرم بسیار ذکر گو بود. در کنارش راه می‌رفتم و او یاد خدا می‌کرد. با او سر سفره می‌نشستم و او یاد خدا می‌کرد. با مردم سخن می‌گفت، ولی این کار، وی را از یاد خدا باز نمی‌داشت و [همواره] می‌دیدم که زبانش بر کامش می‌خورَد و می‌گوید: لا اله الّا اللّه»
چه این، مُمِدّ و معاونی قوی است هر سالک را، و اگر ذکر قلبی را نیز مقارنِ ذکر لسانی سازد، به‌اندک زمانی، فتوح بسیار روی می‌دهد. [پس] تا می‌تواند، سعی نماید که دم به دم، متذکّر حق می‌بوده باشد تا غافل نشود که هیچ امری، به این نمی‌رسد در سلوک، و این، مددی است قوی در ترک مخالفت حق (سبحانه) به معاصی.
[۲۴] ده رساله، فیض کاشانی، ص۸۶ (به اهتمام: رسول جعفریان، چاپ نشاط، ۱۳۷۱ ش).


← کامل‌ترین مصادیق ذکر


نماز، کامل‌ترین مصداق ذکر است و آیه شریف زیر، به همین نکته ظریف اشاره دارد:
«اَقِمِ الصَّلَوةَ لِذِکْرِی؛ نماز را برای یاد من، بر پا دار».
نماز، اگر با آداب و شرایط آن (بویژه حضور قلب)، انجام شود، در گام اوّل، همه زشتی‌ها و پلیدی‌ها را از انسان دور می‌کند و او را به صفت تقوا متّصف می‌سازد و در گام دوم، سالک را به بساط معرفت شهودی و قرب و محبت الهی می‌رسانَد؛ چنان‌که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) «نور معرفت» را از برکات نماز می‌شمارد و امام علی (علیه‌السّلام) نماز را نردبان عروج جان برای رسیدن به خدا و زیارت او معرفی می‌کند.

← حقیقت ذکر


نکته دیگر، این‌که حقیقت ذکر، احساس حضور در محضر حق تعالی است. از این رو، ذکر زبانی، بدون توجّه قلبی، اثر چندانی در نورانیت دل نخواهد داشت.نشانه توجّه قلبی انسان به آفریدگار جهان نیز مسئولیت‌شناسی در همه زمینه‌هاست.
ذکرِ به این معنا و بویژه تداوم آن، بسیار دشوار است؛ چنان‌که امام صادق (علیه‌السّلام) در گفتگو با یکی از یارانش، درباره سخت‌ترین چیزهایی که خدا بر خلقش واجب کرده است، چنین فرموده است:
«الا اُخبِرُکَ بِاَشَدِّ ما فَرَضَ اللّهُ (عزّوجلّ) عَلی خَلقِهِ؟ قُلتُ: بَلی. قالَ: انصافُ النّاسِ مِن نَفسِکَ، و مُؤاساتُکَ اخاکَ، و ذِکرُ اللّهِ فی کُلِّ مَوطِنٍ.اما انّی لا اقولُ: سُبحانَ اللّهِ، وَ الحَمدُ للّهِِ، و لا الهَ الَا اللّهُ، و اللّهُ اکبَرُ، و ان کانَ هذا مِن ذاکَ، و لکِن ذِکرُ اللّهِ (جَلَّ و عَزَّ) فی کُلِّ مَوطِنٍ اذا هَجَمتَ عَلی طاعَةٍ او عَلی مَعصِیَةٍ؛ [امام (علیه‌السّلام) فرمود:] «آیا تو را از سخت‌ترین واجباتی که خدا بر خلقش واجب کرده، آگاه نکنم؟». گفتم: چرا. فرمود: «انصاف دادنت به مردم از جانب خودت، و سهیم کردن برادرت[در مال ودارایی‌ات] و ذکر خدا در هر جا؛ امّا بدان که مقصود من از ذکر، گفتن سبحان اللّه و الحمد للّه و لا اله الّا اللّه و اللّه اکبر نیست. اگر چه اینها هم ذکر هستند؛ بلکه مقصود، یاد کردن خدای (عزّوجلّ) در هر جایی است که آهنگ طاعت یا معصیت می‌کنی».

← شرط بهره‌گیری از ذکر


یکی از شرایط مهم پذیرفته شدن نماز و بهره‌گیری از برکات آن (که در متون اسلامی بر آن تأکید شده) زکات است. لذا قرآن کریم، در کنار نماز، مردم را به پرداختن زکات، دعوت می‌کند.
امام رضا (علیه‌السّلام) در این باره می‌فرماید:
«انَّ اللّهَ (عزّوجلّ) امَرَ بِثَلاثَةٍ مَقرونٍ بِها ثَلاثَةٌ اُخری: امَرَ بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ، فَمَن صَلّی و لم یُزَکِّ لَم تُقبَل مِنهُ صَلاتُهُ....؛ خدای (عزّوجلّ) به سه چیز فرمان داده که سه چیز هم همراه آنهاست: به نماز و [همراهش] زکات، فرمان داده است و از این‌رو، هر کس نماز بگزارد و زکات نپردازد، نمازش پذیرفته نمی‌شود....»
نقش پرداختن زکات در بهره‌گیری از آثار نماز، تا آن جاست که پیامبر خدا می‌فرماید:
«لا صَلاةَ لِمَن لا زَکاةَ لَهُ؛ آن که زکات ندهد، نمازی ندارد.»
گفتنی است که زکات، در مفهوم عامّ آن، شامل مطلق حقوق مالی، اعم از واجب و مستحب است. لذا امام صادق (علیه‌السّلام) در پاسخ به سؤالی درباره زکات ظاهری و باطنی می‌فرماید:
«امَّا الظّاهِرَةُ فَفی کُلِّ الفٍ خَمسَةٌ و عشرونَ درهما، و امَّا الباطِنَةُ فَلا تَستَاثِر عَلی اَخیکَ بِما هُوَ اَحوَجُ اِلَیهِ؛ (در منبع حدیث، «الیک» آمده که تصحیف شده است.) مِنکَ؛ زکات آشکار، در هر هزار درهم، بیست و پنج درهم است؛ امّا زکات باطنی (حقیقی)، آن است که چیزی را که برادرت بدان نیازمندتر است، برای خود، نگاه نداری.»
بنا‌بر‌این، می‌توان گفت که مطلق احسان به خلق و گره گشایی از کار مردم برای خدا، شرط بهره گیریِ کامل از برکات مطلق ذکر و در راس آن، نماز است.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. تمیمی آمدی، عبد الواحد، غرر الحکم، ص۱۹۸، ح۳۰۸۳.    
۲. تمیمی آمدی، عبد الواحد، غرر الحکم، ص۳۶۹، ح۵۱۶۲.    
۳. تمیمی آمدی، عبد الواحد، غرر الحکم، ص۳۷۰، ح۵۱۷۱.    
۴. تمیمی آمدی، عبد الواحد، غرر الحکم، ص۳۶۹، ح۵۱۶۹.    
۵. طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد، ص۳۶۱.    
۶. سید بن‌ طاووس، علی بن موسی، الاقبال بالاعمال الحسنه، ج۳، ص۳۳۷.    
۷. کفعمی، ابراهیم بن علی، مصباح، ص۷۴۴.    
۸. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۹۰، ص۶۲، ح۳.    
۹. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغة، ص۲۳۰،خطبه ۲۲۲.    
۱۰. تمیمی آمدی، عبد الواحد، غرر الحکم، ح۵۱۴۴.    
۱۱. تمیمی آمدی، عبد الواحد، غرر الحکم، ص۷۹۰، ح۹۸۳۲.    
۱۲. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۵۰۰، ح۳.    
۱۳. کوفی اهوازی، حسین بن سعید، الزهد، ص۵۵، ح۱۴۸.    
۱۴. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۹۳، ص۱۶۰، ح۳۹.    
۱۵. تمیمی آمدی، عبد الواحد، غرر الحکم، ص۳۷، ح۵۹۴.    
۱۶. لیثی واسطی، علی بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، ص۴۰، ح۸۸۶.    
۱۷. احزاب/سوره۳۳، آیه۴۱.    
۱۸. نساء/سوره۴، آیه۱۰۳.    
۱۹. آل عمران/سوره۳، آیه۱۹۱.    
۲۰. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۴۹۸، ح۱.    
۲۱. حلی، احمد بن فهد، عدة الداعی، ص۲۳۳.    
۲۲. احزاب/سوره۳۳، آیه۴۱-۴۳.    
۲۳. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۴۹۸.    
۲۴. ده رساله، فیض کاشانی، ص۸۶ (به اهتمام: رسول جعفریان، چاپ نشاط، ۱۳۷۱ ش).
۲۵. طه/سوره۲۰، آیه۱۴.    
۲۶. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۱۴۵، ح۸.    
۲۷. صدوق، محمد بن علی‌، معانی الاخبار، ص۱۹۳، ح۳.    
۲۸. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۷۵، ص۳۴، ح۲۹.    
۲۹. صدوق، محمّد بن علی، الخصال، ص۱۵۶، ح۱۹۶.    
۳۰. عیون اخبار الرضا (علیه‌السلام)، ج۱، ص۲۵۸، ح۱۳.    
۳۱. اربلی، ابن ابی الفتح، کشف الغمة، ج۲، ص۸۱۴.    
۳۲. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۹۶، ص۱۲، ح۱۷.    
۳۳. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۸۱.    
۳۴. نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، ج۷، ص۱۲، ح۷۵۰۷.    
۳۵. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۳، ص۵۰۰، ح۱۳.    
۳۶. صدوق، محمد بن علی‌، معانی الاخبار، ص۱۵۳، ح۱.    
۳۷. دیلمی، حسن بن ابی‌الحسن، اعلام الدّین، ص۱۲۶.    
۳۸. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۹۶، ص۳۹، ح۱۰.    


منبع

[ویرایش]

حدیث‌نت، برگرفته از مقاله «ارتباط یاد خدا با مراتب خداشناسی» تاریخ بازیابی ۱۳۹۶/۱۱/۱.    



جعبه ابزار
جعبه‌ابزار