• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

راه درمان بیماری غیبت

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



کلید واژه: غیبت ، عیب جویی ، درمان غیبت
پرسش: من هر چقدر تلاش می کنم، باز غیبت می کنم!‌ چه باید کرد؟
پاسخ: اگر کسی از عیوب خود آگاه شود، هرگز در صدد عیب جویی دیگران بر نمی آید. انسانی که خود را سراپا عیب و نقص می بیند، شرم دارد از این که دیگران را به خاطر همان عیوب سرزنش کند. امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «بدترین مردم کسی است که عیب های مردم را دنبال کند و عیب خود را نبیند».
[۱] اخلاق عملی، مهدوی کنی،‌ ص ۱۸۲
خداوند ما را از شرور نفس خویش حفظ کند.



از نظر علمای اخلاق ، غیبت نوعی بیماری روحی و روانی است، ‌کسی که غیبت می کند یا دوست دارد غیبت بشنود، مریض است. ابتدا باید این بیماری را شناخت و مصادیق مختلف آن و راه های نفوذ و آثار و عوارضی که این بیماری بر روح می گذارد، نیز آثاری که بر سرنوشت مادی و معنوی، دنیوی و اخروی دارد، شناخته شود، سپس ریشه ها و عواملی که باعث بروز غیبت یا تقویت این شجره خبیثه می شود، مورد بررسی قرار گیرد.


به بیان دیگر: برای درمان هر بیماری و رفع هر آسبی و آفتی، لازم است به سه عنصر اساسی توجه نمود:
۱ـ شناخت درد و آفت، آگاهی از آثار و عوارض و علایم آن،
۲ـ شناخت علل و عوامل پیدایش و بروز آن،
۳ـ شناخت راه های آسیب زدایی و درمان درد.


شناخت هر یک از عناصر سه گانه، ‌به گونه ای در معالجه بیماری غیبت تأثیر نافذ و نافعی دارد. شناخت آفات و آسیب هایی که غیبت بر روان انسان وارد می کند و آگاهی از آثار منفی آن بر سرنوشتش در دنیا و آخرت و کیفر و عذاب های آن، باعث پیدایش تذکر و تنبّه، و خوف و خشیت می گردد.

۳.۱ - غیبت گناه کبیره

غیبت از گناهان کبیره ای است که خداوند برای آن مجازات آتش جهنم را مقرر داشته است. چگونه ممکن است انسان به خدا و قیامت اعتقاد داشته باشد و با خواندن و تدبّر در آیات و روایات غیبت تنبه نگردد؛ نیز از عذابی که با «ویلٌ لکل همزه لمزه» بیان شده، به خود نیاید؟ غیبتی که همانند خوردن گوشت مرده غیبت شونده است. آیا کسی این کار را می کند؟

۳.۲ - بالاتر از گناه زنا

غیبتی که پیامبر اکرم(ص) گناهش را شدید تر از زنا دانسته،
[۲] المحجة البیضاء، مولی محسن کاشانی،ج ۵، ص ۲۵۱
و در حدیث دیگری می‌فرماید: «هر یک درهم ربا، گناهش نزد خدا، از سی و شش زنا بزرگتر است .
[۳] مولی محسن کاشانی، المحجة البیضاء، ج ۵، ص ۲۵۳


۳.۳ - خارج شدن از ولایت حق

غیبت، انسان را از ولایت حق تعالی خارج می کند و داخل ولایت شیطان می کند و آن چنان خوار و ذلیل می شود که شیطان نیز او را از ولایت خود بیرون می کند و از او تبرّی می‌جوید و اظهار تنفر می کند.
[۴] وسائل الشیعه، شیخ حرعاملی، ج ۸، ص ۶۰۸


۳.۴ - باعث کاهش فضیلت عبادت

غیبت در آغاز باعث کاهش ارزش و فضیلت عبادت می گردد و به تدریج مانع قبولی اعمال می گردد.
[۵] مهدوی کنی، اخلاق عملی، ‌ص ۱۵۰
غیبت کننده اگر بدون توبه بمیرد، از بهشت محروم است و اولین کسی است که داخل جهنم می گردد، و اگر توبه کند و توبه اش قبول شود، آخرین کسی است که وارد بهشت می شود.
[۶] المحجه البیضاء،مولی محسن کاشانی، ج ۵، ص ۲۵۲، جهت اطلاع بیشتر به کتاب «اخلاق عملی» آیت الله مهدوی کنی مراجعه شود.



بهترین راه برای از بین بردن معلول، مبارزه با علت است. علل و عوامل غیبت فراوان است. در ذیل به برخی از آن ها اشاره می شود:

۴.۱ - سوء ظن و بدگمانی

از قرآن استفاده می شود که یکی از عوامل گرایش به غیبت، سوء ظن دیگران است. بدگمانی یا سوء ظن علاوه بر این که انسان را آلوده می کند، جامعه را نیز به فساد و تباهی می کشاند،‌ زیرا شخص بدگمان،‌ سوء ظن خود را به افراد دیگر منتقل می کند و به تدریج چیزی را که اساس و پایه‌ای جز شایعه یا برداشت نادرست نداشت، به صورت امری قطعی و مسلّم در میان مردم منتشر می سازد.

۴.۲ - تجسس در امور مردم

اگر می خواهید غیبت نکنید، باید سوء ظن و بدگمانی نسبت به مردم نداشته باشید. اگر می خواهید گرفتار بدگمانی نشوید، باید در امور مردم تجسس نکنید، زیرا سوء ظن و تجسس در یکدیگر تأثیر متقابل دارند. گاهی تجسس باعث سوء ظن است و گاهی سوء ظن منشأ تجسس می شود. شهید ثانی (ره) می گوید: تجسس کردن از حال درونی افراد از ثمرات سوء ظن است، برای این که قلب انسان با بدبین شدن تنها، قانع نمی شود، بلکه او را وا می دارد که در مورد افراد تحقیق و جستجو کند که نتیجة تحقیق این است که سرگرم عیب جویی و تجسس شود. از این رو قرآن برای از بین بردن غیبت به عنوان معلول، دستور داده با علت (یعنی سوء ظن و تجسس) مبارزه شود: «ای کسانی که ایمان آورده اید، از بسیاری از گمان ها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمان ها گناه است و هرگز در کار دیگران تجسس نکنید... بعضی از شما از بعضی دیگر غیبت نکنید».
[۷] اخلاق عملی، مهدوی کنی،‌ ص ۱۶۳
در واقع غیبت را معلول دو عامل پیشین دانسته است.

۴.۳ - هم رنگی با دوستان

یکی از انگیزه های غیبت، موافقت با دوستان و هم نشینان است. عده ای برای گرم نگه داشتن مجلس و جلب رضایت و افکار اهل مجلس، به هرزه گویی و بدگویی و تمسخر دیگران در غیاب آنان می پردازند که چند گناه را با هم جمع می کنند و شعارشان این است:‌خواهی نشوی رسوا، هم رنگ جماعت شو؛ یعنی هم چون حیوانات، تقلید و جلب رضایت دیگران، محور قرار گیرد اگر چه موجب غضب حق تعالی باشد!‌ این گونه افراد از دیدگاه علی(ع) «همجٌ رعاع» یا احمقان بی سروپایی هستند که به دنبال هر صدایی می روند و با هر بادی حرکت می کنند!

۴.۴ - خودستایی و مباهات و فخر فروشی

برخی برای آن که اظهار وجود کنند و فضل و کمال خود را به رخ بکشند، ‌دیگران را کوچک می شمارند و از آنان بدگویی می کنند. قرآن می فرماید: « فَلَا تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى؛ خودستایی نکنید، چرا که خداوند پرهیزکاران را بهتر می‌شناسد».

۴.۵ - تنزیه نفس و تبرئة خویش

گاهی انسان برای تبرئة خود از نسبت هایی که به او داده شده است، پای دیگران را به میان می کشد و گناه و جرم را مستقلاً به دیگری نسبت می دهد یا او را شریک جرم خود معرفی می کند.

۴.۶ - حسد

برای درمان آن انسان باید دربارة‌ عظمت این گناه بیندیشد، چه این که مرتکب آن، مرتکب دو گناه شده و مستحق دو عذاب است: یکی گناه غیبت و دیگری گناه حسد.
جهت آگاهی بیشتر در این زمینه به کتاب شریف معراج السعادة اسوة اخلاق ملا احمد نراقی (ره) صفحه ۴۳۴ مراجعه شود که در بیان معالجه مرض غیبت دوازده راه ذکر نموده است.



۵.۱ - عنصر ایمان

تقویت معرفت و شناخت به خدا و ایمان و اعتقادات است.
مهم ترین عاملی که در مبارزه با عوامل فساد و بیماری های معنوی و نفسانی مؤثر و کارساز است، عنصر ایمان است؛ تقویت ایمان به خدا و روز حساب، باعث خوف و خشیت، از عذاب شدید الهی، و اجتناب از همه گناهان و معاصی، پیدایش روح تواضع و تسلیم و تهذیب نفس و تزکیه و اعتلای روح می گردد.
تقویت ایمان به دو عامل بستگی دارد: یکی افزایش مستمر معرفت و شناخت خدا و صفات جمال و جلال او، و دوم: عمل به احکام الهی در همة عرصه های عبادی و غیر عبادی. رابطة ایمان و عمل،‌ رابطة تأثیر متقابل است. هرچه ایمان قوی تر، تعبّد و تقیّد به احکام الهی بیشتر،‌ و هر چه تعبّد افزایش یابد،‌ایمان قوی تر می شود.

۵.۲ - یاد خدا

پیش از آغاز سخن، و قبل از انجام هر عملی، به یاد خدا بودن، و اندیشیدن که آیا سخنی که می خواهم بگویم، یا مطلبی که می خواهم بنویسم یا کاری که می خواهم انجام دهم، رضایت و فرمان خدا در آن است یا هوای نفس و روح انتقام جویی در آن دخیل است. امیر المؤمنین(ع) می فرماید: «ذکرُ الله دواء اعلال النفوس؛ ذکر خدا داروی بیماری دل ها است».
[۹] اخلاق عملی، مهدوی کنی،‌ ص ۱۸۲


۵.۳ - خود آگاهی، خویشتن شناسی و توجه به عیوب خویش

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «طوبی لمن شلغه عیبه عن عیوب النّاس؛
[۱۰] اخلاق عملی، مهدوی کنی،‌ ص ۱۸۲
خوشا به حال کسی که عیب خودش او را از عیوب مردم باز دارد».
اگر کسی از عیوب خود آگاه شود، هرگز در صدد عیب جویی دیگران بر نمی آید. انسانی که خود را سراپا عیب و نقص می بیند، شرم دارد از این که دیگران را به خاطر همان عیوب سرزنش کند. امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «بدترین مردم کسی است که عیب های مردم را دنبال کند و عیب خود را نبیند».
[۱۱] اخلاق عملی، مهدوی کنی،‌ ص ۱۸۲
خداوند ما را از شرور نفس خویش حفظ کند.


۱. اخلاق عملی، مهدوی کنی،‌ ص ۱۸۲
۲. المحجة البیضاء، مولی محسن کاشانی،ج ۵، ص ۲۵۱
۳. مولی محسن کاشانی، المحجة البیضاء، ج ۵، ص ۲۵۳
۴. وسائل الشیعه، شیخ حرعاملی، ج ۸، ص ۶۰۸
۵. مهدوی کنی، اخلاق عملی، ‌ص ۱۵۰
۶. المحجه البیضاء،مولی محسن کاشانی، ج ۵، ص ۲۵۲، جهت اطلاع بیشتر به کتاب «اخلاق عملی» آیت الله مهدوی کنی مراجعه شود.
۷. اخلاق عملی، مهدوی کنی،‌ ص ۱۶۳
۸. سوره نجم، سوره ۳۲    
۹. اخلاق عملی، مهدوی کنی،‌ ص ۱۸۲
۱۰. اخلاق عملی، مهدوی کنی،‌ ص ۱۸۲
۱۱. اخلاق عملی، مهدوی کنی،‌ ص ۱۸۲



سایت مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی    


رده‌های این صفحه : اخلاق اسلامی | رذائل اخلاقی | غیبت




جعبه ابزار